تبليغاتX
بگووو فاصله ای نیست بین آبوو سراب...بگوو
کورش بزرگ اولین پیام آور حقوق بشر
 

اگر ایران به جز ویران سرا نیست
من این ویران سرا را دوست دارم
اگر آب و هـوایـش نیست دلکــش
من این آب و هـوا را دوسـت دارم
تمــــام عـالــــم از آن شمــــا بـاد
من این یک تکه جا را دوست دارم

کوروش بزرگ

|+| نوشته شده توسط امین در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387  |
 
جشن «سَـدَه» بزرگترین جشن‌ آتش و یكی از كهن‌ترین آیین‌های گروهی و اشتراكی شناخته شده در ایران باستان است. در این جشن و در آغاز شامگاه دهم بهمن‌ماه، همه مردمانِ سرزمین‌های ایرانی بر بلندای كوه‌ها و بام خانه‌ها، آتش‌هایی برمی‌افروخته و هنوز هم كم‌‌وبیش بر می‌افروزند. مردمان نواحی مختلف در كنار شعله‌های آتش و با توجه به زبان و فرهنگ خود، سرودها و ترانه‌های گوناگونی را خوانده و آرزوی رفتن سرما و آمدن گرما را می‌كنند . . در گذشته، جشن سده در گستره پهناوری از آسیای كوچك (آناتولی) تا استان سین‌كیانگِ چین یعنی در سرتاسر ایران بزرگ، در بین همه مردمان، فارغ از هر قومیت یا گرایش دینی رواج داشته و به مانند نوروز در روایت‌های مكتوب تاریخی به آن اشاره شده است . . جشن سده هیچگاه به هیچیك از اقوام یا ادیان باستان ارتباطی نداشته و همواره جشنی ملی و برگرفته از شرایط اقلیمی و رویدادهای كیهانی بوده است. قدمت زیاد این مراسم باعث شده تا در باره دلایل برگزاری آن روایت‌های بسیار متعدد و متناقضی در منابع قدیم ثبت شود . . یكی از دلایلی كه برای پیدایش سده یاد می‌كنند همانا كشف آتش توسط هوشنگ‌شاه در شاهنامه فردوسی است. باید گفت كه داستان كشف آتش در زمان هوشنگ، هیچگاه باور ایرانیان نبوده و از ساخته‌های جدیدتر است. این فرضیه امروزه مورد توجه بیشتر شاهنامه‌شناسان قرار گرفته و از جمله در نسخه‌های تصحیح شده آقایان، استاد جلال خالقی مطلق و مصطفی جیحونی، داستان كشف آتش به دلایل بسیاری در زمره بیت‌های افزوده شده و الحاقی شاهنامه آورده شده است. از سویی از این داستان در هیچیك از متون تاریخی مقدم بر شاهنامه و گاه متاخر بر آن یاد نشده است و همچنین می‌دانیم كه كشف آتش بسیار كهن‌تر از عصر هوشنگ است كه با توجه به اشاره‌های شاهنامه در باره چگونگی و دستاوردهای زندگی انسان در آن دوره (ساخت ابزار ریزسنگی، یكجا‌نشینی، آغاز كشت‌وزرع و اهلی كردن برخی حیوانات)، می‌بایست با دوره‌ای منطبق باشد كه در باستان‌شناسی بنام «میان‌سنگی/ مزولیت» (حدود 15000 تا 10000 سال پیش) خوانده می‌شود. و از سوی دیگر این بیت‌ها در ‌برخی نسخه‌های متقدم شاهنامه و از جمله كهن‌ترین آن (دست‌نویس فلورانس) وجود ندارد . . در حدود پنج هزار سال پیش و در نخستین شب‌های بهمن‌ماه، رویداد جالبی رخ می‌داده كه بعید نیست با آیین‌های جشن سده در پیوند باشد. این رویداد عبارت است از طلوع و غروب همزمان دو ستاره پرنور و درخشان آسمان به نام‌های «سماك رامح» و «نسر واقع» در شمال شرقی و شمال‌غربی آسمان سرشبی. در آن زمان ستاره زرین «سماك رامح» در آسمان سرشبی عرض‌های بالایی ایران‌زمین و در افق شمال‌شرقی، به تازگی طلوع كرده و ستاره سپید‌فام و درخشان «نسر واقع» در همان هنگام و در افق شمال‌غربی، آماده غروب كردن بوده است. احتمالاً طلوع و غروب همزمان دو ستاره درخشان آسمان، موجب پیدایی معنای دوگانه و متضاد واژه‌های اوستایی «سد» و «سذه»، و نیز عاملی دیگر برای جشن سده بوده است
|+| نوشته شده توسط امین در پنجشنبه دهم بهمن 1387  |
 خواهر شیرازی اوباما رییس جمهور آمریکا

عصر ایران- روزنامه دیلی تلگراف چاپ لندن در گزارشی به معرفی «والری جارت»، مشاور نزدیک اوباما که به تازگی به عنوان یکی از اعضای تیم انتقال قدرت وی در کاخ سفید منصوب شده است، پرداخت

 

به گزارش عصر ایران (asriran.com) این روزنامه نوشت: "«والری جارت»، دوست نزدیک و معتمد رییس جمهور جدید آمریکا که به لقب «خواهر بزرگ اوباما» شهرت دارد، هم اکنون در حال رهبری نسل جدیدی از سیاه پوستان پرنفوذ است که برای به دست گرفتن قدرت در واشنگتن آماده می شوند

 

اوباما در یکی از اولین انتصابات خود، خانم «جارت» 51 ساله را به عنوان یکی از اعضای تیم انتقال قدرت خویش برگزید. این تيم وظیفه نظارت بر بررسي نامزدهاي كابينه و تدارك اولين اقدامات اساسي دولت جديد را برعهده دارد

 

این خانم 51 ساله، متولد شهر شیراز در ایران و از دوستان نزدیک خانوادگی اوباماست که برای سال ها بازیگر مهمی در جامعه سیاه پوستان شیکاگو بوده است

 

«جارت» در امر تجارت و سرمایه گذاری ملک، دستی بر آتش دارد و 17 سال دوست و مشاور نزدیک اوباما بوده است به نحوی که گفته می شود در زمان صحبت کردن درباره رئیس جمهور جدید آمریکا «احساساتی» می شود و همچنین از او به عنوان «طرف دیگر ذهن اوباما» یاد می کنند

 

به علاوه به خاطر نزدیکی بسیار به اوباما، لقب «خواهر بزرگ اوباما» را بر وی نهاده اند

 

این خانم به حدی به اوباما نزدیک است که می تواند پیش بینی کند اوباما برای شام چه چیزی را دوست دارد و  شام یک شنبه گذشته را نیز با رییس جمهور جدید صرف کرده است

 

خانم «جارت» تجربه ای در مناصب دولتی واشنگتن ندارد اما به عنوان یک رقیب جدی برای احراز پست های کابینه از جمله وزارت مسکن و حمل و نقل یا حتی مشاور ارشد کاخ سفید محسوب می شود

 

اطلاعات بیشتر درباره جارت

 

والری بومن جارت، متولد ۱۹۵۶ میلادی، وکیل آمریکایی مقیم شیکاگو است. پدر وی، جیمز بومن، از اولین پزشکان بیمارستان نمازی شیراز بوده است.  وی خاطراتش از زندگی در ایران را، «خاطراتی بسیار شیرین» توصیف می‌کند.

جارت در سال ۱۹۷۸ در رشته روانشناسی دانشگاه استنفورد موفق به کسب مدرک کارشناسی شد و سپس دکترای خود را در رشته حقوق در سال ۱۹۸۱ از دانشگاه میشیگان دریافت کرد

 

برخی نشریات و رسانه های ایالات متحده آمریکا وی را بانفوذترین مشاور باراک اوباما معرفی می‌کنند.جارت دارای دختری به نام لورا است که هم‌اکنون در حال تحصیل در رشته حقوق دانشگاه هاروارد است

|+| نوشته شده توسط امین در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387  |
 
Ye rooz dorugh raft pishe haghighat behesh goft miaye ba ham berim shena konim?

Haghighat goft: "Are miam.."

Baham raftan dame sahel.. Haghighat az ruye sadelohi lebasaye zibaye khodro dar avord va be darya raft...

Dorugh ham ba neyrang lebas haye zibaye haghighat ro pushid va az anruz be bad dorugh ziba shode va haghighat zesht

|+| نوشته شده توسط امین در دوشنبه پانزدهم مهر 1387  |
 
دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کني

-----------------------------------

دوستت داشتم ...يادت هست ؟ ...گفتم دوستت دارم ...و تو گفتي كوچكي براي دوست داشتن ....رفتم تا بزرگ شوم ...اما انقدر بزرگ شدم كه يادم رفت دوستت داشتم

-----------------------------------

عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني . عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني .عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته . عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني . عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم

-----------------------------------

بعد از مرگم تکه يخي به شکل صليب بر روي سنگ قبرم بگذاريد تا با اولين طلوع خورشيد اب شودوبه جاي يار برايم گريه کند

-----------------------------------

اگر صرفه جويي زراعت كنيم، آزادي درو خواهيم كرد و اين محصول طلائي است

-----------------------------------

سازنده ترين كلمه گذشت است ... آن را تمرين كن پرمعني ترين كلمه '' ما '' است ... آن را به كار ببر عميق ترين كلمه ''عشق'' است ... به آن ارج بنه. بي رحم ترين كلمه ''تنفر '' است ... از بين ببرش. سركش ترين كلمه'' تنفر'' است ... با آن بازي نكن. خودخواهانه ترين كلمه '' من '' است... از آن حذر كن. ناپايدارترين كلمه '' خشم'' است... آن را فرو ببر

-----------------------------------

نصيحت کسي نميتونه به دلش ياد بده نشکنه.... ولي حداقل من يادش دادم که وقتي شکست لبه تيزش دست اونيکه شکسته نبره...!

-----------------------------------

به سلامتي ديوار، چون كه هر مرد و نامردي بهش تكيه ميكنن! به سلامتي كلاغ نه براي سياهيش، براي يك رنگيش، به سلامتي كرم خاكي، نه براي كرم بودنش، براي خاكي بودنش، به سلامتي گاو، چون نگفت من، گفت ما! و به سلامتي ما، كه دوست داشتن يادمون نرفته

-----------------------------------

اي كه مي پرسي نشان عشق چيست! عشق چيزي جز ظهور مهر نيست عشق يعني مهر بي چون و چرا ؛ عشق يعني كوشش بي ادعا عشق يعني مهر بي اما اگر ؛ عشق يعني رفتن با پاي سر عشق يعني دل تپيدن بهردوست ؛ عشق يعني جان من قربان اوست عشق يعني خواندن از چشمان او ؛ حرفهاي دل بدون گفتگو عشق يعني عاشق بي زحمتي ؛ عشق يعني بوسه بي شهوتي عشق ، يار مهربان زندگي ؛ بادبان و نردبان زندگي

-----------------------------------

مادره به بچش ميگه : مي دونم موهاي خواهرت رو كشيدي شيطونه گولت زد. بچه هم ميگه :آره ولي لگدي كه تو دلش زدم ابتكار خودم بود

-----------------------------------

غروب شد خورشيد رفت. آفتابگردان دنبال خورشيد مي گشت ناگهان ستاره اي چشمك زد آفتابگردان سرش را پايين انداخت. آري.... گلها هيچوقت خيانت نميكنند

-----------------------------------
اگه مي توني اين تابلو رو بخوني يعني فاصلت خيلي کمه فاصله رو رعايت کن--- اينو پشت يه تريلي ديدم

-----------------------------------

با تو گفتم كه چرا محو تماشاي مني، آنقدر مات كه يك دم مژه بر هم نزني، مژه بر هم نزنم تا كه ز دستم نرود، ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدني!!

-----------------------------------

خواستم زنده بمانم غم ياران نگذاشت خواستم غم نخورم غصه هبوان نگذاشت خواستم دست به هر کار خلا في بزنم ايه خوف فمن يعمل قران نگذاشت خواستم کاخ بسازم که کشد سر به فلک ديدن کوخ نشينان بيابان نگذاشت

-----------------------------------

اگر قرار باشه ظرف 24 ساعت دنيا به پايان برسه تموم خط هاي تلفن و تالارهاي گفتگو و ايميل ها اشغال ميشه . پر ميشه از کلمه هاي (( از اينکه رنجوندمت پشيمونم من رو ببخش يا تو را عاشقانه مي پرستم يا مراقب خودت باش )) اما بين اين همه پيام يکي از همه تکوندهنده تره (( هميشه عاشقت بودم ولي هيچوقت بهت نگفتم )) پس عشق و محبت را تقديم آنکه دوستش داريم کنيم شايد فردايي دگر هرگز نباشد

-----------------------------------

واسه كسي تب كن كه واست بميره و هيچ وقت خودتو دست كم نگير ! يادت باشه من و تو چيزايي داريم كه ديگران ندارن هرگز اميد را از كسي سلب نکن...شايد اين تنها چيزي باشد كه دارد لطف و مهرباني خود را دريغ نکن... حتي اگر ديگران تو را بيازارد

-----------------------------------

به هيچ كس آزار مرسان كه كار روزگار دائم در تغيير و تحول است و بدبخت آن است كه از يادآوري عاقبت خود غافل باشد

-----------------------------------

تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم ، تعجب نکن که چرا گريه نميکنم ، بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است

-----------------------------------

از حكيمي پرسيدند : '' حد فاصل بين گريه و خنده چيست ؟ '' پاسخ داد : '' تو با چشمانت مي گريي و با لبانت مي خندي . پس حد فاصل بين آن دو دماغ است

-----------------------------------

|+| نوشته شده توسط امین در پنجشنبه چهارم مهر 1387  |
 

تا که از کلک ازل سرخط فرمان برود/
نام زرتشت کی از خاطر دوران برود؟
با سه اصلش که بود شهره آفاق، بشر/
بال و پر گیرد و بر گنبد گردان برود/
گفته‌های خوش و شیوا و اهورایی او/
جای آنست که تا تارک کیهان برو/د
فر زرتشت چو خورشید بیفشاند نور/
هر کجا نامی از ایرانی و ایران برود/
«گاتاها» در دل افلاک طنین اندازد/
تا بر این چرخ و فلک مهر درخشان برود/
شعله آتش زرتشت جهان افروز است/
نرود از دل و جان، تا که ز تن جان برود/
نزد زرتشت بهین داده مزدا خرد است/
بشر از یمن خرد تا مه و کیهان برود/
نظم و هنجار جهان پیرو فرمان اشاست/
کی خطا بر قلم صنع جهانبان برود؟/
وامدار است به این نابغه دهر، بشر/
تا بدو نیک بر اندیشه انسان برود/
کیستی پیر خردمند سپنتایی پاک؟/
که به پیش سخنت فر بهاران برود/
عارفان ریزه‌خور خوان تو بودند چه غم/
گر سکندر به سرچشمه حیوان برود/
ره نمودی به فلاطون و به فیثاغورث/
قرن‌ها هست که غرب از پی ایشان برود/
گردد از چشمه فضل تو نهانی سیراب/
هر که او در طلب حکمت یونان برود/
گاتاها پرتو اندیشه مینویی توست/
همه‌جا در سخنت حکمت و برهان برود/
زیر این گنبد فیروزه الماس نشان
سخن از فکر بلند تو فراوان برود/
راه تو راستی و پاکی و مهر و خرد است/
گرچه گاهی به ره و رسم تو بهتان برود/
بر سه اصلت نه فزود و فزاید دگری/
گر هزاران دی و شهریور و آبان برود/
تو نمودی ره مقصود و هدایت بشر/
تا که ز کوتاه‌ترین ره سوی یزدان برود/
هر که نوشید ز سرچشمه مزدایی تو/
سر به پایت نهد و بر سر پیمان برود
از جهان‌بینی و آزادگییت، پیر خرد/
در عجب ماند و سرگشته و حیران برود/
پیر آگاه مغان روی به درگاه تو داشت/
تا از این ره به سر منزل عرفان برود/
شهد گفتار تو جاریست به رگهای زمان/
شور فکر تو فرا عالم امکان برود/
آنچنان وصف نبوغ تو نمودند کسان/
که نه‌یارد به لبم نغز‌تر از آن برود/
شعر توران نبود در خور والایی تو/
چامه درماند و مرا گفته به‌پایان برو
|+| نوشته شده توسط امین در دوشنبه یکم مهر 1387  |
 
IMG_4958.jpg

این عکس رو حدود یک سال پیش  در پارسه از یک مرد گرفتم.

|+| نوشته شده توسط امین در چهارشنبه بیستم شهریور 1387  |
 

|+| نوشته شده توسط امین در یکشنبه سوم شهریور 1387  |
 
سجده بر آستان کوروش بزرگ



به گزارش خبرنگار
پارسینه، اخیرا برخی بازدیدکنندگان آرامگاه کوروش بزرگ " هخامنشی " در
پاسارگارد ، " شیراز " استان فارس، طی یک بدعت (جديد) در هنگام ورود به محوطه
مذکور، بر (آرامگاه) کوروش "سجده" می کنند...


این اقدام تاکنون
سابقه نداشته است ولی در ماههای اخیر افزایش خاصی پیدا کرده است و به صورت عرف در
آمده است..

|+| نوشته شده توسط امین در سه شنبه هشتم مرداد 1387  |
 
                            

                      http://78.39.40.66/Portal/Std/inout/StdLog.aspx

لینک دانشگاه شیراز

|+| نوشته شده توسط امین در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387  |
 
شکسپیر

طوری نميشه آدم واسه كسی كه دوستش داره غرورش رو از دست بده

 ولی اين فاجعه است كه به خاطر غرورش كسی رو از دست بده

زرتشت

آدمی آفریننده سرنوشت خویش است.


میکل آنژ

خداوندا , بگذار همیشه خواهان انجام آنی باشم که بیش از توان من است .

شکسپیر

همیشه سعی کن چیزی رو که دوست داری به دست بیاری

 وگرنه مجبوری چیزی رو که به دست میاری دوست داشته باشی

کورش بزرگ

اگر می‌خواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد، به دوستان خود نيكی كنيد.

شکسپیر

زندگی حواسشو جمع می کنه ببینه تو چی دوست داری تا دقیقا همونو ازت بگیره

|+| نوشته شده توسط امین در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387  |
 معما(بگم که من به این معما جواب صحیح دادم)

آنچه در ادامه خواهید دید ، یک معمایی است که از دانشجویان دانشگاه استنفورد پرسیده شدتنها 1۷% از دانشجویان توانستند پاسخ درست را بدهند . لازم به ذکر است که طبق آخرین رده بندی ارائه شده ( اکتبر 2005 ) ، دانشگاه استنفورد پنجمین دانشگاه برتر در جهان می باشد.

و اما معما ، ، ، آن چیست که :

از خدا بزرگتر است
از شیطان بد جنس تر
فقیر آن را دارد
ثروتمند به آن نیاز دارد
اگر آن را بخوری ، خواهی مرد


زیاد لازم نیست به مغز خودتون فشار بیارید ، اگه یه خورده با دید باز فکر کنید ، اونو پیدا خواهید کرد .
برای دیدن جواب معما به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط امین در دوشنبه ششم خرداد 1387  |
 
 

 

استادى در شروع کلاس درس، لیوانى پر از آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند : پنجاه گرم , صد گرم و ...استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی‌دانم دقیقاً وزنش چقدر است.

اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقى خواهد افتاد.
شاگردان گفتند: هیچ اتفاقى نمی‌افتد.


استاد پرسید: خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقى می‌افتد؟
یکى از شاگردان گفت: دست‌تان کم‌کم درد می‌گیرد.
حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد دیگرى جسارتاً گفت: دست‌تان بی‌حس می‌شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار می‌گیرند و فلج می‌شوند. و مطمئناً کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.


استاد گفت: خیلى خوب است. ولى آیا در این مدت وزن لیوان تغییر کرده است؟
شاگردان جواب دادند: نه
پس چه چیز باعث درد و فشار روى عضلات می‌شود؟ من چه باید بکنم؟
شاگردان گیج شدند: یکى از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.




استاد گفت: دقیقاً. مشکلات زندگى هم مثل همین است.
اگر آنها را چند دقیقه در ذهن‌تان نگه دارید، اشکالى ندارد. اگر مدت طولانی‌ترى به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.
اگر بیشتر از آن نگه‌شان دارید، فلج‌تان می‌کنند و دیگر قادر به انجام کارى نخواهید بود.
فکر کردن به مشکلات زندگى مهم است. اما مهم‌تر آن است که در پایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.
به این ترتیب تحت فشار قرار نمی‌گیرید، هر روز صبح سرحال و قوى بیدار می‌شوید و قادر خواهید بود از عهده هر مسئله و چالشى که برایتان پیش می‌آید، برآیید

|+| نوشته شده توسط امین در دوشنبه ششم خرداد 1387  |
 قتل دختر 17 ساله عراقی توسط خانواده اش بخاطر عشق به سرباز 22 ساله انگلیسی.....جها
عکس دختر زیبای عراقی
عکس سرباز انگلیسی در عراق
هفت تیر ۷tir.com : اين دختر ۱۷ ساله که رند عبدالقادر نام داشت و دانشجوي زبان انگليسي در دانشگاه بصره بود، ۵ ماه پس از آشنايي با پل ، سرباز ۲۲ ساله انگليسي در جنوب عراق قرباني سوء ظن و بدرفتاري پدر و برادرانش شدو پرونده قتل وي نيز مانند دهها مورد قتل ناموسي ديگر در اين شهر بدون محاکمه بسته شد .

اين قتل زماني اتفاق مي افتد که پدر رند توسط دوستي همکاري نزديکي با پليس دارد آگاه مي شود که دخترش با يک سرباز انگليسي در يکي از اماکني که هر دو به عنوان داوطلب کار مي کنند ديده شده است .
وي پس از اطلاع از اين رابطه ، بلافاصله به منزل مي رود تا از دخترش درباره صحت خبر توضيح بخواهد اما وي بدون توجه به التماسهاي همسرش و گريه و زاري رند که از ترس و اضطراب نتوانسته بود به سوال
پدرش پاسخ بدهد به اتاقش رفته و وي را به باد کتک مي گيرد .
مادر رند که نتوانسته بود جلوي ضرب و شتم شوهرش را بگيرد از برادران رند کمک مي خواهد که آنها نيز پس از شنيدن ماجرا نه تنها کمکي به نجات خواهر خود نمي کنند بلکه در قتل رند مشارکت مي کنند .

عبدالقادر علي که خون جلوي چشمانش را گرفته بود با فشار پاهايش روي گلوي رند سبب حفه شدن وي مي شود . پس از اين کار چاقو خواسته و شروع به پاره پاره کردن بدن نحيف رند مي کند .
پدر رند پس از اين جنايت به همسايگاني که در اطراف خانه جمع شده بود با فرياد مي گويد که به خاطر حفظ آبروي خود اين کار را کرده است .
عبدالقادر علي دوساعت پس از دستگيري به دليل قتل ناموسي آزاد مي شود ، زيرا اين گونه قتلها در عراق براي هر مردي افتخار محسوب مي شود و هيچ گونه قانوني براي اينگونه موارد قتل وجود ندارد.
اين دختر ۱۷ ساله که ناپاک و ننگ خانواده ناميده شد بدون هيچ گونه مراسم تدفيني به خاک سپرده شد .

تنها جرم اين دختر عراقي که ماه گذشته کشته شد و به طور داوطلب در کمک به خانواده هاي نيازمند شرکت داشت داشتن روياهاي عاشقانه نسبت به يک سرباز انگليسي مسيحي که در آنجا متجاوز و دشمن ناميده مي شود و جرات صحبت با وي در ملاعام بود .
زينب دوست صميمي رند که از جريان عشق اين دختر عراقي به پل سرباز انگليسي آگاه بود گفت که رند تنها چند بار به طور علني در محل کار خود با پل که وي نيز در آنجا به وظايف صلح باني مشغول بود ،ملاقات کرد .
طبق اعلام کميته امنيتي بصره چند سال گذشته ۱۳۳ زن در بصره کشته شدند که ۴۷ تن از آنها در جريان قتلهاي ناموسي جان خود را از دست دادند که از اين تعداد تنها سه پرونده به محکوميت مرگ منجر شد .

|+| نوشته شده توسط امین در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387  |
 خلق و خو و شخصیت در گروی گروه خون....یه نظری هم بده...
بسیاری از دانشمندان زیست شناسی معتقدند که شخصیت "منش رفتار"توان و کارآیی خلاقیتو و خلق و خوی هر فرد به گروه خونی آن فرد بستگی دارد از آنجا که در ژاپن برای تصدی شغل های مدیریتی به گروه خونی فرد امتیاز میدهندحالا دوست داری خودتو بشناسی پس گروه خونیت رو بخون!!!!!

                                         گروه خونی  o

چنین افرادی تمایل به آرزوهای دنیوی ندارندبرای قدرت و مقام یا رهبری ارزش چندانی واسشون نداره..ثروتو مال دنیا هم واسشون ارزشی ندارهاگه پولدار شدن از ۲ راه هست یا ارث یاازدواج...معمولا عاری از حرص و و طمعنسبت به آینده بی خیال و به آن مشتاق نیستندسرشت دلپذیر آنها و شخصیت آرومشون به چشم میاد..آنها نسبت به همه ی قید و بندهایی که محدود کننده هست بی اعتنا هستند به شرطیکه آزادی خیال پرذازی او را نگیرد.به ندرت عکس العمل شدیدی از این افراد میتوان دیدآنها به موقع عصبانی می شوند( زمانیکه با احساسات آنها بازی شود.  )

با زیرکی خاصی نیش و کنایه میزنندو طرف خود را مورد تمسخر قرار میدهند.زمانیکه عصبانی شوند دیگران را مورد سرزنش قرار میرهند ولی فوراآرام میشوند..آنها از جنبه های زشت انسانها آگاهی دارند    اغلب


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط امین در چهارشنبه سوم بهمن 1386  |
 سرنوشت

زندگی چون گردابی است که همه را بدرون سرنوشتش می کشد...خواه بخواهی ...خواه نخواهی....Movaze

|+| نوشته شده توسط امین در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386  |
 
 
بالا