تبليغاتX
بگووو فاصله ای نیست بین آبوو سراب...بگوو
کورش بزرگ اولین پیام آور حقوق بشر
 
Ye rooz dorugh raft pishe haghighat behesh goft miaye ba ham berim shena konim?

Haghighat goft: "Are miam.."

Baham raftan dame sahel.. Haghighat az ruye sadelohi lebasaye zibaye khodro dar avord va be darya raft...

Dorugh ham ba neyrang lebas haye zibaye haghighat ro pushid va az anruz be bad dorugh ziba shode va haghighat zesht

|+| نوشته شده توسط امین در دوشنبه پانزدهم مهر 1387  |
 
دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کني

-----------------------------------

دوستت داشتم ...يادت هست ؟ ...گفتم دوستت دارم ...و تو گفتي كوچكي براي دوست داشتن ....رفتم تا بزرگ شوم ...اما انقدر بزرگ شدم كه يادم رفت دوستت داشتم

-----------------------------------

عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني . عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني .عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته . عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني . عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم

-----------------------------------

بعد از مرگم تکه يخي به شکل صليب بر روي سنگ قبرم بگذاريد تا با اولين طلوع خورشيد اب شودوبه جاي يار برايم گريه کند

-----------------------------------

اگر صرفه جويي زراعت كنيم، آزادي درو خواهيم كرد و اين محصول طلائي است

-----------------------------------

سازنده ترين كلمه گذشت است ... آن را تمرين كن پرمعني ترين كلمه '' ما '' است ... آن را به كار ببر عميق ترين كلمه ''عشق'' است ... به آن ارج بنه. بي رحم ترين كلمه ''تنفر '' است ... از بين ببرش. سركش ترين كلمه'' تنفر'' است ... با آن بازي نكن. خودخواهانه ترين كلمه '' من '' است... از آن حذر كن. ناپايدارترين كلمه '' خشم'' است... آن را فرو ببر

-----------------------------------

نصيحت کسي نميتونه به دلش ياد بده نشکنه.... ولي حداقل من يادش دادم که وقتي شکست لبه تيزش دست اونيکه شکسته نبره...!

-----------------------------------

به سلامتي ديوار، چون كه هر مرد و نامردي بهش تكيه ميكنن! به سلامتي كلاغ نه براي سياهيش، براي يك رنگيش، به سلامتي كرم خاكي، نه براي كرم بودنش، براي خاكي بودنش، به سلامتي گاو، چون نگفت من، گفت ما! و به سلامتي ما، كه دوست داشتن يادمون نرفته

-----------------------------------

اي كه مي پرسي نشان عشق چيست! عشق چيزي جز ظهور مهر نيست عشق يعني مهر بي چون و چرا ؛ عشق يعني كوشش بي ادعا عشق يعني مهر بي اما اگر ؛ عشق يعني رفتن با پاي سر عشق يعني دل تپيدن بهردوست ؛ عشق يعني جان من قربان اوست عشق يعني خواندن از چشمان او ؛ حرفهاي دل بدون گفتگو عشق يعني عاشق بي زحمتي ؛ عشق يعني بوسه بي شهوتي عشق ، يار مهربان زندگي ؛ بادبان و نردبان زندگي

-----------------------------------

مادره به بچش ميگه : مي دونم موهاي خواهرت رو كشيدي شيطونه گولت زد. بچه هم ميگه :آره ولي لگدي كه تو دلش زدم ابتكار خودم بود

-----------------------------------

غروب شد خورشيد رفت. آفتابگردان دنبال خورشيد مي گشت ناگهان ستاره اي چشمك زد آفتابگردان سرش را پايين انداخت. آري.... گلها هيچوقت خيانت نميكنند

-----------------------------------
اگه مي توني اين تابلو رو بخوني يعني فاصلت خيلي کمه فاصله رو رعايت کن--- اينو پشت يه تريلي ديدم

-----------------------------------

با تو گفتم كه چرا محو تماشاي مني، آنقدر مات كه يك دم مژه بر هم نزني، مژه بر هم نزنم تا كه ز دستم نرود، ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدني!!

-----------------------------------

خواستم زنده بمانم غم ياران نگذاشت خواستم غم نخورم غصه هبوان نگذاشت خواستم دست به هر کار خلا في بزنم ايه خوف فمن يعمل قران نگذاشت خواستم کاخ بسازم که کشد سر به فلک ديدن کوخ نشينان بيابان نگذاشت

-----------------------------------

اگر قرار باشه ظرف 24 ساعت دنيا به پايان برسه تموم خط هاي تلفن و تالارهاي گفتگو و ايميل ها اشغال ميشه . پر ميشه از کلمه هاي (( از اينکه رنجوندمت پشيمونم من رو ببخش يا تو را عاشقانه مي پرستم يا مراقب خودت باش )) اما بين اين همه پيام يکي از همه تکوندهنده تره (( هميشه عاشقت بودم ولي هيچوقت بهت نگفتم )) پس عشق و محبت را تقديم آنکه دوستش داريم کنيم شايد فردايي دگر هرگز نباشد

-----------------------------------

واسه كسي تب كن كه واست بميره و هيچ وقت خودتو دست كم نگير ! يادت باشه من و تو چيزايي داريم كه ديگران ندارن هرگز اميد را از كسي سلب نکن...شايد اين تنها چيزي باشد كه دارد لطف و مهرباني خود را دريغ نکن... حتي اگر ديگران تو را بيازارد

-----------------------------------

به هيچ كس آزار مرسان كه كار روزگار دائم در تغيير و تحول است و بدبخت آن است كه از يادآوري عاقبت خود غافل باشد

-----------------------------------

تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم ، تعجب نکن که چرا گريه نميکنم ، بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است

-----------------------------------

از حكيمي پرسيدند : '' حد فاصل بين گريه و خنده چيست ؟ '' پاسخ داد : '' تو با چشمانت مي گريي و با لبانت مي خندي . پس حد فاصل بين آن دو دماغ است

-----------------------------------

|+| نوشته شده توسط امین در پنجشنبه چهارم مهر 1387  |
 

تا که از کلک ازل سرخط فرمان برود/
نام زرتشت کی از خاطر دوران برود؟
با سه اصلش که بود شهره آفاق، بشر/
بال و پر گیرد و بر گنبد گردان برود/
گفته‌های خوش و شیوا و اهورایی او/
جای آنست که تا تارک کیهان برو/د
فر زرتشت چو خورشید بیفشاند نور/
هر کجا نامی از ایرانی و ایران برود/
«گاتاها» در دل افلاک طنین اندازد/
تا بر این چرخ و فلک مهر درخشان برود/
شعله آتش زرتشت جهان افروز است/
نرود از دل و جان، تا که ز تن جان برود/
نزد زرتشت بهین داده مزدا خرد است/
بشر از یمن خرد تا مه و کیهان برود/
نظم و هنجار جهان پیرو فرمان اشاست/
کی خطا بر قلم صنع جهانبان برود؟/
وامدار است به این نابغه دهر، بشر/
تا بدو نیک بر اندیشه انسان برود/
کیستی پیر خردمند سپنتایی پاک؟/
که به پیش سخنت فر بهاران برود/
عارفان ریزه‌خور خوان تو بودند چه غم/
گر سکندر به سرچشمه حیوان برود/
ره نمودی به فلاطون و به فیثاغورث/
قرن‌ها هست که غرب از پی ایشان برود/
گردد از چشمه فضل تو نهانی سیراب/
هر که او در طلب حکمت یونان برود/
گاتاها پرتو اندیشه مینویی توست/
همه‌جا در سخنت حکمت و برهان برود/
زیر این گنبد فیروزه الماس نشان
سخن از فکر بلند تو فراوان برود/
راه تو راستی و پاکی و مهر و خرد است/
گرچه گاهی به ره و رسم تو بهتان برود/
بر سه اصلت نه فزود و فزاید دگری/
گر هزاران دی و شهریور و آبان برود/
تو نمودی ره مقصود و هدایت بشر/
تا که ز کوتاه‌ترین ره سوی یزدان برود/
هر که نوشید ز سرچشمه مزدایی تو/
سر به پایت نهد و بر سر پیمان برود
از جهان‌بینی و آزادگییت، پیر خرد/
در عجب ماند و سرگشته و حیران برود/
پیر آگاه مغان روی به درگاه تو داشت/
تا از این ره به سر منزل عرفان برود/
شهد گفتار تو جاریست به رگهای زمان/
شور فکر تو فرا عالم امکان برود/
آنچنان وصف نبوغ تو نمودند کسان/
که نه‌یارد به لبم نغز‌تر از آن برود/
شعر توران نبود در خور والایی تو/
چامه درماند و مرا گفته به‌پایان برو
|+| نوشته شده توسط امین در دوشنبه یکم مهر 1387  |
 
 
بالا