تبليغاتX
بگووو فاصله ای نیست بین آبوو سراب...بگوو -
کورش بزرگ اولین پیام آور حقوق بشر
 

تا که از کلک ازل سرخط فرمان برود/
نام زرتشت کی از خاطر دوران برود؟
با سه اصلش که بود شهره آفاق، بشر/
بال و پر گیرد و بر گنبد گردان برود/
گفته‌های خوش و شیوا و اهورایی او/
جای آنست که تا تارک کیهان برو/د
فر زرتشت چو خورشید بیفشاند نور/
هر کجا نامی از ایرانی و ایران برود/
«گاتاها» در دل افلاک طنین اندازد/
تا بر این چرخ و فلک مهر درخشان برود/
شعله آتش زرتشت جهان افروز است/
نرود از دل و جان، تا که ز تن جان برود/
نزد زرتشت بهین داده مزدا خرد است/
بشر از یمن خرد تا مه و کیهان برود/
نظم و هنجار جهان پیرو فرمان اشاست/
کی خطا بر قلم صنع جهانبان برود؟/
وامدار است به این نابغه دهر، بشر/
تا بدو نیک بر اندیشه انسان برود/
کیستی پیر خردمند سپنتایی پاک؟/
که به پیش سخنت فر بهاران برود/
عارفان ریزه‌خور خوان تو بودند چه غم/
گر سکندر به سرچشمه حیوان برود/
ره نمودی به فلاطون و به فیثاغورث/
قرن‌ها هست که غرب از پی ایشان برود/
گردد از چشمه فضل تو نهانی سیراب/
هر که او در طلب حکمت یونان برود/
گاتاها پرتو اندیشه مینویی توست/
همه‌جا در سخنت حکمت و برهان برود/
زیر این گنبد فیروزه الماس نشان
سخن از فکر بلند تو فراوان برود/
راه تو راستی و پاکی و مهر و خرد است/
گرچه گاهی به ره و رسم تو بهتان برود/
بر سه اصلت نه فزود و فزاید دگری/
گر هزاران دی و شهریور و آبان برود/
تو نمودی ره مقصود و هدایت بشر/
تا که ز کوتاه‌ترین ره سوی یزدان برود/
هر که نوشید ز سرچشمه مزدایی تو/
سر به پایت نهد و بر سر پیمان برود
از جهان‌بینی و آزادگییت، پیر خرد/
در عجب ماند و سرگشته و حیران برود/
پیر آگاه مغان روی به درگاه تو داشت/
تا از این ره به سر منزل عرفان برود/
شهد گفتار تو جاریست به رگهای زمان/
شور فکر تو فرا عالم امکان برود/
آنچنان وصف نبوغ تو نمودند کسان/
که نه‌یارد به لبم نغز‌تر از آن برود/
شعر توران نبود در خور والایی تو/
چامه درماند و مرا گفته به‌پایان برو
|+| نوشته شده توسط امین در دوشنبه یکم مهر 1387  |
 
 
بالا